گوش به زنگگوش به زنگ

گروه خبری سبک زندگی

مراقب افکارتان باشید

آیا تا به‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که همیشه و در همه زمان‌ها در حال فکرکردن هستید. در این فرصت قصد داریم راه‌های ساده‌ای را به شما معرفی کنیم تا از طریق آن بتوانید افکارتان را کنترل کنید و به موفقیت و خوشبختی دست یابید.

از افکارتان آگاه باشید

ابتدا سعی کنید از بیرون و به‌عنوان یک غریبه به افکار خودتان نگاه کنید و تصور کنید که اینها افکار خودتان نیستند و متعلق به فرد دیگری هستند. حتی ممکن است به‌خاطر این افکار از کوره دربروید اما اشکالی ندارد، این واکنش کاملا طبیعی است، مخصوصا برای شما که تازه کارتان را شروع کرده‌اید. وقتی با این مشکل روبه‌رو شدید، بهترین کار این است که سریعا از آن فکر بیرون آیید و بار دیگر بررسی افکارتان را به‌عنوان یک غریبه آغاز کنید. از افکارتان آشفته و ناراحت نشوید. سعی نکنید افکارتان را محکوم یا توجیه کنید. سعی نکنید آنها را کنترل کنید. فقط نگاهشان کنید. بعد از مدتی، متوجه خواهید شد که چه افکار منفی در سر دارید. حال می‌توانید روی افکار مثبتی که می‌توانید آنها را جایگزین آن افکار منفی کنید تمرکز کنید. باید تلاش کنید تا افکار غیرضروری را در ذهنتان از بین برده و میزان افکار ضروری و مثبت را بیشتر کنید. خودتان را به کاری مشغول کنید. غذاخوردن، تنفس عمیق و تمرینات ریلکسیشن نیز می‌تواند به شما برای کنترل افکارتان کمک کند.

افکار منفی‌ را بشناسید

دفتری برای گزارش روزانه تهیه کرده و افکارتان را در آن بنویسید. وقایع و اتفاقات روزانه‌تان را نیز در آن بنویسید. آیا مطالب‌تان مثبت، مناسب و کافی بوده است یا گیج‌کننده، زیادی و منفی؟ آیا قادر به تشخیص فاصله بین اتفاق و عکس‌العمل خودتان هستید؟ اگر جوابتان مثبت است، آیا می‌توانید افکار منفی‌تان را در آن لحظه پیش‌بینی کنید؟ اگر جوابتان منفی است، برای تشخیص این فواصل چه می‌توانید کنید؟ آیا بین افکار و کلمات‌تان تفاوت وجود دارد؟ اگر وجود دارد به نظرتان قابل توجیه است؟ آیا راه بهتری برای هماهنگ‌کردن افکار و کلمات‌تان سراغ دارید؟ آیا پاسخ‌های کلامی‌تان کاملا ضروری، مناسب و کافی بوده‌اند؟ بعضی وقت‌ها ما به کسی یا با خودمان حرف می‌زنیم، یا در مورد چیزی فکر می‌کنیم. از خودتان بپرسید چه چیزی انگیزه صحبت‌کردن و شروع یک مکالمه را به شما می‌دهد. آیا آن مکالمه به نظرتان ضروری بوده است؟ هدف آن چه بوده؟ آیا هدف را عملی کرده است؟ اگر کرده از خودتان بپرسید چرا؟ آیا کلماتی غیرضروری و منفی نیز بر زبانتان آمده است؟ آیا کلماتی که در فکرکردن، حرف‌زدن با خود و صحبت‌کردن با دیگری بر زبانتان آمده است، مناسب، کافی و مثبت بوده‌اند؟ آیا پس از این مکالمه احساس رضایت داشته‌اید؟ آیا می‌توانید راه‌هایی برای ارتقای عملکردتان در صحبت‌کردن و فکرکردن پیدا کنید؟ یادتان باشد که دفتر گزارش روزانه برای شروع کار است تا بتوانید با افکار منفی‌تان آشنا شوید. بهتر است همان موقع که این افکار به وجود می‌آیند آنها را بررسی کنید و برای تحلیل‌های آتی رهایشان نکنید.

از بین بردن افکار منفی

خورشید بزرگی را تصور کنید که نور زیادی منعکس می‌کند. از این نور قوی برای کشتن افکار، احساسات، و تصاویر منفی و ناخواسته خود استفاده کنید. از این خورشید فرضی به‌عنوان سلاحی گوش به‌زنگ استفاده کنید که به‌طور اتوماتیک هر فکر منفی را شناسایی کرده و با تشعشع خود از بین می‌برد. یادتان باشد دوست شماست و به شما وفادار می‌ماند.تعداد دفعاتی را که به این خورشید نیازمند شده‌اید یادداشت کنید. این میزان تدریجا رو به افزایش می‌رود و بعد ناگهان کاهش می‌یابد، چون ابتدا رفته‌رفته توانایی شما برای شناسایی افکار منفی‌تان بیشتر می‌شود. کاهش شدید تعداد دفعات هم به این خاطر است که چیزی که از آن استفاده نشود (در این مورد افکار منفی که مورد استفاده‌مان قرار نمی‌گیرند) کم‌کم از بین می‌روند.

جایگزینی افکار منفی با افکار مثبت

قدم اساسی در این روند، جایگزین‌کردن همه افکار منفی با افکار مثبت است. هرچه فاصله بین شناسایی افکار منفی و جایگزین‌کردن آن با افکار مثبت کمتر باشد بهتر است. طولانی‌بودن این فاصله، تاثیر افکار مثبت را کاهش می‌دهد. موفقیت و خوشبختی ما بستگی به تشخیص درست اهدافمان و دنبال‌کردن آنها دارد و این دو کار نیز به نوبه خود به کنترل افکارمان بستگی دارند. کیفیت افکار ما، کیفیت نتایجی را که به دست می‌آوریم تعیین می‌کند. افکار ما قادرند صورت خارجی به خود بگیرند، چراکه در انتقال انرژی به سمت شرایط فیزیکی و ذهنی به کار می‌روند. موقعیت‌های خارجی می‌توانند بر افکار ما تاثیر بگذارند، اما فقط تا آن اندازه که افکارمان به آنها اجازه می‌دهند. پس تا می‌توانید مثبت فکر کنید، مثبت حرف بزنید و نقل قول‌های مثبت بزرگان را بخوانید. دور و برتان را پر کنید از مطالبی که پیام‌هایی مثبت ارائه می‌دهند. آنها را روی میزتان بچینید، به دیوار آویزان کنید یا هرطور دیگری که می‌توانید آنها را جلوی چشمانتان نگاه دارید. یادتان باشد که این پیام‌ها در طولانی‌مدت اثر می‌کنند. پس جای آنها یا محتوایشان را هر از گاهی تغییر دهید. به هیچ‌عنوان اجازه ندهید تا این افکار در ذهنتان ضعیف شوند. این پیام‌ها را به‌طور مناسب در پاسخ به افکار منفی خود استفاده کنید. پاسخ‌های شما به افکار منفی‌تان باید کاملا مثبت باشند. مثلا اگر فکر منفی مثل «من هیچ‌وقت نمی‌توانم موفق شوم» به ذهنتان آمد، جوابی مثل خورشید این فکر را از بین ببر، من می‌توانم کافی نخواهد بود. این نوع جایگزینی تاثیرگذار نخواهد بود، چون مثل فکری امیدوارانه می‌ماند و فاقد اطمینان، عمق و نفوذ است. بهتر است این افکار جایگزین را به صورت اهدافی معین و خاص ایجاد کنید. در این مورد افکار «من می‌توانم موفق شوم»، «با شکست‌های سابق تجربه زیادی کسب کرده‌ام و می‌دانم باید به چه نکاتی توجه بیشتری پیدا کنم»، «من این نکات را گردآورده و راه‌هایی برای بهبود و ارتقای خود پیدا می‌کنم»، «باید برنامه‌ریزی کنم و بعد مطابق با آن رفتار کنم»، «هیچ دلیلی وجود ندارد که من نتوانم موفق شوم»، «با برنامه‌ریزی، اجرا، کنترل، شناسایی و عمل در راستای اهدافم قطعا موفق خواهم شد»، «در واقع من فکر می‌کنم همین الان هم به موفقیت دست یافته‌ام اما زمان من را از آن جدا کرده است»، «هر کاری لازم باشد برای رسیدن به موفقیت انجام می‌دهم و هیچ مانعی نمی‌تواند من را از هدفم بازدارد»، «باید راهم را پیدا کنم، و اگر هیچ‌راهی وجود نداشته باشد، خودم یک راه جدید می‌سازم» می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

تقویت افکار

افکاری مثل این را می‌توان با احساسات و تصاویر دیگری تقویت کرد. این کارها ممکن است بیشتر از یک جایگزینی ساده با افکار مثبت طول بکشد، اما بسیار تاثیرگذارتر هستند و شما را قادر می‌سازند تا اهدافتان را به گام‌های عملی تقسیم کنید. به اتفاقات خوبی که در گذشته برایتان افتاده است فکر کنید. با این روشها افکارتان شکال مثبت به خود می‌گیرند و احساسات و افکارتان یکدیگر را تقویت می‌کنند، که به صورت کلی باعث می‌شود رفتار و افکار مثبت داشته باشید.

منبع: خبروان


addup.center